Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 11 دی ماه سال 1384
هجران...

 


آن چه از هجران تو بر جان ناشادم رسید


از گناه اولین بر حضرت آدم رسید


گوشه‌گیری کردم از آوازهای رنگرنگ


زخمه‌ها بر ساز دل از دست بی‌دادم رسید


قصه شیرین عشقم رفت از خاطر ولی


کوهی از اندوه و ناکامی به فرهادم رسید


مثل شمعی محتضر آماج تاریکی شدم


تیر آخر بر جگر از چلة بادم رسید


شب خرابم کرد اما چشم‌های روشنت


باردیگر هم به داد ظلمت‌آبادم رسید


سرخوشم با این همه زیرا که میراث جنون


نسل اندر نسل از آباء و اجدادم رسیدم


هیچ کس داد من از فریاد جان‌فرسا نداد


عاقبت خاموشی مطلق به فریادم رسید...


2Pak.Ir

آرشیو

عابران خسته: 42494


عناوین آخرین یادداشت ها