Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 14 آذر ماه سال 1385
روزی که آمدی ...

 

روزی که آمدی،

شعر نابی بودی ایستاده بر دو پا !

آفتابُ بهاربا تو آمدند!

ورق های روی میز بُر خوردند !

فنجان ِ قهوه پیش رویم،

پیش از آنکه بنوشمش،

مرا نوشید

وَ اسب های تابلوی نقاشی

چهار نعل به سوی تاختند !

روزی که آمدی ،

طوفان شُدُ پیکانی آتشین

در نقطه ای از جهان فرود آمد !

پیکانی که کودکان ، کلوچه یی عسلی اَش پنداشتند،

زنان،دسبندی از الماس

وَ مردان نِشان شبی مقدس !


2Pak.Ir

آرشیو

عابران خسته: 42481


عناوین آخرین یادداشت ها